تبليغاتX
اسراییل باید از بین برود

دوشنبه 1385/11/09

كربلا هميشه بوده و هست

 بنام خدا
خداوند زمین را آفرید .
انسان را آفرید .
تمامی موجودات زمین و آسمانها را آفرید .
به انسان یادآور شد که او را بر سایر مخلوقاتش برتری داده و اینکه چگونه باید در هر عملی و رفتاری این تمایز را به رخ بکشد .
اما انسان فراموش کار بود .
پس خالق یکتا هر از چند گاهی رسولی از جانب خود برای یادآوری به سوی انسانها روانه میکرد تا از خاطر نبرند که انسان هستند و در هنگام آفرینش روح خدایی در وجودشان دمیده شده.
آدمها آمدند و رفتند.
رسولان آمدند و رفتند.
دیگر یاد آوری بس بود هر آنچه که باید بداند را آموخته بود فرستاده ای را مامور کرد تا آخرین باشد و هر آنچه را که لازمه فطرت پاک انسانیست به آنها بیاموزد تا بشارت دهد به آنها از ثمره اعمال نیک و انسانیشان. و انذار کند از اعمال غیر انسانی اما بشارت و بیمی که آخرین باشد .
فرستاده آمد با آنکه رسولان پیشین مژده آمدنش را به پیروان خود داده بودند بسیاری از آنها با دروغ و فریبکاری طوری وانمود کردند که گویی چونین پیام آوری را نمیشناسند چرا که با پذیرش آیین او در دکانها و بقالیهایی که به نام دین برای فریب خلق بر پا کرده بودند تخته میشد .
اما گروهی دیگر با وجود همه آزارها و سختیها به فرستاده و و خدای او ایمان آوردند .
اما همه رسولان مثل همه آدمها چند روزی میهمان این دنیا هستند رسول آخرین هم به اذن خدا زمین را ترک کرد .
اما آفرینندهء سبحان میدانست که انسان باز هم فراموش میکند چرا که او بهتر از هر کس ساخته دستش را میشناخت پس انسانهایی پاک از سلاله ي رسول آخرین را مامور کرد که با یادآوری سنت آخرین پیام آور به آدمها بفهماند که گر چه آنها خالق خود را فراموش میکنند اما او هرگز بندگانش را به حال خود رها نخواهد کرد . {زمين هيچ گاه از حجت خالي نيست}
 اما لازم بود که زمین و همه آدمهایش برای آنکه آیین خاتمیت را از یاد نبرند تکان سختی بخورند . لازم بود بدانند که بخاطر حفظ آیینشان تا کجا و تا چه حدی باید بایستند و آزار ببینند . تا کدام مرز و حدود باید برای حفظ عدالت انسانی و کرامت و احترام به همنوع و دفع ظلم سختی و بلا ببینند ؟ آیا مرز این جانفشانی و ایثار در راه دین و عدالت تنها به فدا کردن خود و مال و ملک ختم میشود ؟ تا کجا باید دین و آیین را حفظ کرد و در برابر زور گو ایستاد ؟
* *
اکنون 1400 سال از آن واقعه بزرگ میگذرد اما همچنانکه حضرت رسول فرمود :
"« شهادت حسین آتشی را در دل مومنین عالم بر افروخته خواهد کرد  كه تا ابد سرد نخواهد شد."»
هنوز که هنوز است یاد حسین و یاران تشته لبش در صحرای کربلا تلنگر سختی است برای همه کسانیکه به این زندگی دلخوش کرده اند و حاضرند بخاطر غنیمتهای بیشتر تن به هر پستی و ذلتی بدهند و زیر بار ظلم هر فاسد مستکبری بروند .
حسین و یاد آوری واقعه کربلا و خون علی اصغر که به آسمان پاشیده شد و به زمین بازنگشت و پیکر تکه تکه شده نوجوانی که شبیه ترین مردم به رسول خدا بود و دستان بریده شده ماه روی کربلا و آن دو کودک معصوم که از فرط تشنگی و ترس در آغوش هم جان دادند، آبروی هر انسان محافظه کار در مقابل ظلم و بی عدالتی را میبرد .
خون حسین و یارانش در زمانه کنونی ما یعنی احتیاط و جان پرستی و مال اندوزی زیر سایه ظلم و فساد موقوف .
خون حسین و یارانش یعنی در مقابل دیکتاتورهای زمانه سر خم کردن و پای میز های مذاکره نشستن برای آنکه از سر حق و حقوق خود کوتاه آمدن ذلت مضاعف است .
پیکر پاره پاره حسین و لبهای خشکیده او یعنی "اگر در مقابل دین ما بایستید در مقابل همه دنیای شما خواهیم ایستاد" تا پای جان خود که سهل است تا پای گلوی سوراخ شده کودک شش ماهه و قلع و قمع همه کسان خود خواهیم ایستاد .
نام حسین و یاد آوری آنچه در صحرای کربلا روی داد هشداریست برای همه قدرتهای شیطانی عالم .
. شیعه نام و یاد کربلا را از بین خون و تحریف و جنایت حفظ کرد همچنانکه برای به فراموشی سپردن حماسه حسین و یارانش مزار او را شخم زدند به آب بستند باغ و مزرعه کردند ، اما شیعه جزء به جزء خاک کربلا را به خاطر سپرد تا به امروز که با ادای نام عاشورا هر نفاق و تکبر و خوردن مال بیت المال زیر سئوال میرود .
همچنانکه زینب کبری که سلام خدا بر او باد در مجلس یزید ملعون فرمود :
"« هر نیرنگی خواهی بزن و هر اقدامی که توانی بکن و هر کوششی که داری دریغ مدار که سوگند به خدا نه نام ما را میتوانی محو کنی و نه نور وحی ما را خاموش نمایی و ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود رای تو سست است و شماره ایام تو اندک است و جمعیت تو پراکنده شود آن روز که منادی فریاد میزند : آگاه باشید لعنت خدا بر گروه ستمکاران باد ."»
دلهای طالب حقیقت در محرم جلا پیدا میکند .
محرم زمان بهترین بهره برداریهاست . در محرم حرفهایی که در سایر زمانهای سال خریدار ندارد به گوش دل شنونده دارد .اگر میخواهیم دم از حفظ حق و حقوق بزنیم ،اگر میخواهیم منافقان را رسوا کنیم، اگر میخواهیم سیل خروشان مردم را علیه دیکتا تورهای زمانه چون صهیونیسم جهانی بسیج کنیم وقت گفتن و بیدار کردن و هشدار دادن و شیر کردن و به جان کفتارها انداختن امروز است ، محرم است .
به قول آن شهید راه حسین « مرتضی مطهری » که از سفره سید الشهدا مرزوق باد :
"« شمر1300 سال پیش مرد و رفت شمر امروزت را بشناس ."»
شمر امروز شمشیر به دست ندارد،
شمر امروز چشمهایش خون گرفته نیست،
شمر امروز با خشم سخن نمیگوید ،
شمر امروز برای آنکه آل محمد و انسانهای آزاده را قلع و قمع کند به خود زحمت نمیدهد و دستش را به گلوی حقگویان نمیفشارد ،
چرا باید به خود چنین زحمتی دهد وقتی که میتوان با یک فشار انگشت به جای هفتاد و دو نفر صدها هزار انسان بیگناه را به خاکستر تبدیل کرد .
شمر امروز خود اعتراف میکند که در خاک سرزمینی که با آدمکشی آنرا غصب کرده برای آدمهای نازنین کره خاکی بمبهایی میسازد که میلیون میلیون آنها را به دنیای دیگر بفرستد و آن سازمان صهیونیستی که نام « سازمان ملل » را به خود گزارده در مقابل این اعتراف آشکار دچار گنگی و لالی میشو د.
 شمر امروز آب دریغ نمیکند شرابی مینوشاند با بهترین طعمها لیکن مهلکترین زهرها را همراهش میکند .
شمر امروز برای خود صدها عمله و نوکر استخدام کرده تا از اموج ماهواره و فیلمهای سکس و مستهجن چونان دشمنانش را از سر راه بر داد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند .
شمر امروز هر روز برای بچه های پیروان محمد مصطفی مد و تیپ روز میسازد تا وقتی مشغول ست کردن لباس و لاک ناخن خود هستند و وقتی به دنبال پاچه آب حوضی کردن شلوارها هستند تا به رهگذاران ثابت کنند زیر این شلوار زمخت یک جفت ساق پای برنزه شده هست نه سم بز ، دیگر وقتی برای شنیدن و دیدن جنایتهای امثال بوش و بلرو اولمرت باقی نماند .
آیا تا بحال از خود پرسیده ایم چرا باید قیمت یک سي دي مبتذل از قیمت سی- دی خام کمتر و نازلتر باشد ؟ چرا دشمنان باید از جیب خود بدهند تا یک جوان ساده دل پای تصاویر مستهجن سکسی بنشیند ؟
شمر امروز حتی در میان سیاستمداران داخلی هم رخنه کرده همانها که میگویند: "چرا ایران باید بحث انکار هولوکاست را پیش بکشد؟ مگر ما دنبال دردسر میگردیم مگر از حمله نظامی آمریکا نمیترسیم؟ چرا باید پیگیر ماجرای مفسدان اقتصادی شد آنها که میلیاردها دلار از بیت المال میدزند؟ چرا ایران باید با کشورهای دیگر ارتباط سیاسی و اقتصادی برقرار کند ؟چرا رئیس جمهور باید به آمریکای جنوبی برود همانجاییکه آمریکا آنرا حیات خلوت خود نامیده بود .
چرا ایران سر انرزی هسته ای کوتاه نمیآید مگر از تحریمها نمیترسد ؟"
و...چرا ما که خود را منتسب به پیروی از قیام عاشورا میدانیم باید در مقابل یک مشت دزد فاسد متجاوز بترسیم چه چیزی داریم که از دست دهیم ؟ آیا همین مایی که اینقدر اسیر دست دشمنان خود هستیم و اینقدر چشم به دهان مبارک عده ای مزدور داخلی و خارجی دو خته ایم در وقت ضرورت و در وقتی که دیگر وقت است میتوانیم به راحتی از خود و خانوده و مال و ملک و فرزند بگذریم ؟
چرا باید اینهمه جاهل باشیم ؟
چرا باید اینهمه بی طاقت در مقابل مشکلات زندگی و جامعه باشیم ؟
در ذهن ما کرده اند که شیعه در هر زمان وبرهه باید مظلوم واقع شود شیعه باید همیشه ظلم ببیند شیعه یعنی بلاکش . در حالیکه سید الشهدا فرمود :"« ذلت از ما بدور است »"
در مکتب عاشورا شیعه و زیر بار ظلم و حرف زور رفتن یکجا جمع نمیشود چرا که شیعه و ترس با هم جمع نخواهند شد .
مرگ و پیروزی در نظر شیعه ء حسین یکی است و دارای یک ارزش همچنانکه مقاومت حزب الله با تمسک به قیام عاشورایی ثابت کرد که تمامی قدرتهای دنیا با همه ساز برگ جنگیشان و سیاستهای مزدورانه شان در مقابل شیعه عددی نیستند حتی تانکهای ضد زرهی مرکاوا ی اسرائیل جعلی که هیچ سلاح پیشرفته ای در مقابل آنها کارگر نیست در مقابل شیعه ء حسین آنچنان بلایی بر سرش میاید که رزیم وحشی و جعلی با بی آبرویی مجبور میشود در کارخانجات تولید این تانک پیشرفته را تخته کند .
شیعه اگر شیعه واقعی باشد هرگز نمی هراسد ، سازش نمیکند و زیر بار حرف زور گوی فاسد نخواهد رفت .
 
مي داني كربلا يك روز نبود به قول اقا عاشورا يك حادثه نبود يك فرهنگ است
كربلا هميشه بوده است و هميشه است و خواهد بود كه
كل يوم عاشورا  كل ارض كربلا
یکشنبه 8 بهمن1385 ساعت: 22:35 توسط:شیدا
  با تشكر از شيدا قرمز ها را خودم اضافه كردم با عرض پوزش
 
نوشته شده توسط آیتی در 0:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/11/09

لعن

 
شمر ديروز مرد شمر امروزت رو بشناس
 
 
اللهم العن اسراييل و امريكا و صهيون
نوشته شده توسط آیتی در 0:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1385/11/08

راز قدرت شيعه

(يادداشت روز کیهان ۸/۱۱/۸۵)
حسين (ع)؛ اين همه جذبه و شور را از كجا آورده است اين اسم؟ هر سال بهانه مي كنند ياد او را و غوغايي برپا مي شود در شهر. در هنگامه بالا و پايين پريدن روشنفكران براي «آشنايي زدايي» از ذهن و زبان مردم، همه جا بدل به محيط هايي «آشنا» مي شود. سياهي نشسته بر چهره در و ديوار را كه از دور مي بيني گويي به مكاني آشنا مي خوانندت، جايي همين نزديكي شبيه خانه همسايه كه ده روزي با چادري كه از ميانه اش كشيده اند بدل به حسينيه شده يا حتي خانه خودتان كه نيمه شب درش را به اين اميد مي بندي كه فردا، صبح زود دوباره بازش كني و برادران و خواهرانت صبحشان را با زيارت عاشورا شروع كنند. كسي با كسي غريبي نمي كند. در شهر كه بگردي و در هر خانه اي كه از آن نغمه اي آشنا برون مي آيد، قدم بگذاري چنان مي پذيرندت كه گويي سال هاست با هم «آشنا» هستيد. همان يك پيراهن مشكي كه برتن و ذكر يا حسين كه برلب داريد كفايت مي كند كه شما را از خود بدانند و عزيز بدارند.
وقتي نام حسين در شريان هاي شهر جاري مي شود، نه فقط همه جا بدل به مكاني آشنا و مردمان همه آشنايان يكديگر مي شوند، بلكه شهر؛ اين موجود بي روح، اين بي خيالي منتشر، ناگهان به هيئت «امري مقدس» درمي آيد و در و ديوار آن حكم «مكان مقدس» -مكاني كه چيزي از خداوند در آن هست- را پيدا مي كنند.
سال هاست لشگري عريض و طويل از روشنفكران سر و زبان دار كوشيده اند به ما بباورانند دوره سيطره امر قدسي گذشته و امروز همه آنچه زماني مقدس و پاكيزه دانسته مي شد، حداكثر در حكم شاهدي است بازاري كه پيش چشم خلايق تكراري و «عرفي» شده و ديگر رغبتي در آنها برنمي انگيزد. علاوه بر اين، كتاب ها نوشته اند در اين باب كه دوره آموزه هاي بزرگ، آموزه هايي كه هدف غايي آنها تغيير همه جهان و در هم ريختن كليه مناسبات مستقر در آن است به سر آمده و از اين پس با نگاهي كلينيكي ضمن آنكه كليت نظم مستقر را مي پذيريد فقط اجازه داريد در بخش هاي كوچكي از آن اصلاحات جزئي به عمل بياوريد. آيا دوره امور مقدس سپري شده و كلان شهرهاي بزرگ و بي روح آغاز هزاره سوم را ديگر نمي توان به هيئت مكان هايي درآورد كه حضور در آنها ياد خداوند را در دل هاي آدمي زنده كند؟ كسي كه مي خواهد جواب اين سؤال را بداند، يك راهش اين است كه به انبوه كتاب ها و مقاله هاي علماي مسلمان مراجعه كند و در مقابل استدلال، استدلال بياورد. راه ديگري هم البته هست. راهي كوتاه تر و صد البته مؤثرتر. وقتي كودك 7-6 ساله گريه مي كند و از مادر خود پيراهن سياه مي خواهد و با هيچ دلخوش كنكي راضي نمي شود الا اينكه پيراهن مشكي را به تنش بپوشانند و سربندي سبز به دور پيشاني اش ببندند، مرد روشنفكر ما بايد با خودش بينديشد كه چه چيز قلب اين كودك نوباوه را از محبت خود آكنده است و چرا ديگران -از جمله خود او و تمدني كه نمايندگي اش مي كند- هنوز به منبعي چنين سرشار از نيروي بي پايان دسترسي ندارند.
شهري كه در آن بي گمان مشكل اقتصادي قلب هاي بسياري را مي فشارد در اين چندروزه ناگهان چنان جان مي گيرد و به رونق مي افتد كه مي بيني در هر خانه اي ايستاده اند و مردم را به درون مي خوانند تا سر سفره اي بنشينند كه نه متعلق به آنها بلكه از آن امام حسين است. نمي يابيد كسي را كه به مشاركت در تهيه لوازم اطعام عزاداران سيدالشهدا يا فراهم آوردن مكاني كه در آن عده اي بنشينند و ياد شهداي كربلا را گرامي بدارند، بي علاقه باشد، ولو خود و زندگي اش در چنبره انبوهي از گرفتاري هاي اقتصادي گرفتار آمده باشد.
آنكه نوري از اين درگاه بر دلش تابيده باشد نه فقط از مال كه مشتاق و فارغ البال از جان خود نيز مي گذرد. نيرويي چنان مهارناپذير به كف مي آورد كه همگان از قوت و تأثير آن به شگفت مي آيند. پيش از اين زماني در همين ستون خوانديد حال آن بيست و چند جوان لبناني را كه در هنگامه جنگ 33 روزه نگاهبانان روستاي لب مرز «عيتا الشعب» بودند. روستايي درست چسبيده به خط آبي، كوچك، چنانكه جلادان صهيونيست لابد با خود پنداشته بودند به كوچكترين تلنگري درهم خواهد شكست و فرو خواهد ريخت. از 33 روز جنگ، «عيتا الشعب» 22 روز در محاصره كامل بود و از آن 22 روز 15 روز هرگونه ارتباط راديويي، غذايي، تسليحاتي و حتي انساني آن با جهان بيرون منقطع. عيتاالشعب اما تا روز آخر جنگ سقوط نكرد و همان روز آخر جنگ رزمندگان حزب الله 7 تانك ميركاواي نظاميان صهيونيست را منهدم كردند. اسرائيلي ها مسلماً تا عمر منحوسشان به اين دنياست نخواهند فهميد كه آن جوانان صافي اعتقاد را كدام انگيزه و نيرو چنين محكم و استوار برجاي خود نگاه داشت و اراده شان را با دست خالي بر ماشين جنگي كه خود را شكست ناپذير مي پنداشت، غلبه داد. سيدحسن اما- مردي كه شادمانه و با افتخار و در حضور ميليون ها تن از مردم بيروت از شهادت حتمي خود در پايان كار خبر داد- چند روز پيش راز آن حماسه شگفت را گشود: «ما زندگي كردن و مردن را از حسين آموخته ايم.»
امروز هم ظاهراً آقاي بوش فهميده است مهم ترين خطري كه او و دم و دستگاهش را تهديد مي كند، ايمان، غيرت و شور شيعي است كه به تازگي در جاي جاي خاورميانه از تهران تا بغداد و بيروت به پا خاسته و با همه دين خود در مقابل همه دنياي جهانخواران ايستاده است. بوش مي گويد ديگر از القاعده نمي ترسد، هرچه باشد اين كاريكاتورهاي مبارزه، براي بوش «خودي» هستند و او مي شناسد زير و بم وجود و عرضه و غيرت اسلامي شان را. اما شيعه پيرو حسين نه سازش مي كند نه معامله و نه به هنگام جنگ شكست مي خورد كه ظاهراً اين آخري براي غربي ها از همه دردناك تر است. هرچه از شيعه بكشند و فشار را بر آن افزايش دهند، قوي تر و مصمم تر مي شود. اكنون رويارويي حقيقت اسلام و حقيقت كفر از هر زمان ديگري آشكارتر است، تمام كفر در مقابل تمام ايمان ايستاده است فقط با اين تفاوت كه مولاي ما زماني گفت اين بار پيروان حسين عرصه را بر دشمنان خود تنگ خواهند كرد و علاوه بر شكست معنوي كه همواره نصيبشان بوده، زوال و اضمحلال ظاهري هم گريبانگيرشان خواهد شد. مي گويند بناست به ايران حمله كنيم. چه چيز را مي خواهند بمباران كنند؟ مراكز هسته اي به جاي خود، فكري به حال اين هيئت ها و ذكر «يا حسين» بايد بكنند اگر مي توانند.
اين جاي كار را ديگر نخوانده اند. نمي توانند بفهمند كه چگونه درست وقتي درد ظاهراً از حد گذشته است تازه بخش هايي ناگشوده از وجود آدمي شكوفا مي شود و نيروهايي سرشار بيرون مي ريزد چنانكه عرصه را بر همه كس و همه چيز تنگ كند. اين رمز بقاي شيعه و سر پيروزي آن است... در آن هنگامه شرر بار زماني كه ديگر حسين تنها باقي مانده بود و كسي از ياران و خاندانش نمانده، در ميانه ميدان، يكه و تنها ايستاده بود و مبارز مي طلبيد. خيال كردند در اين حال غلبه بر حسين آسان است. هركسي جلو آمد مهلتش نداد. آنچنان كه صداي پسر سعد به آسمان برخاست كه به جنگ چه كسي آمده ايد، مادرتان به عزايتان بنشيند هذا بن قتال العرب اين پسر آن كسي است كه عرب را كشت والله نفس ابيه بين جنبيه به خدا قسم روح پدرش در كالبد اوست تك تك به جنگ او نرويد، همه با هم حمله كنيد...
مهدي محمدي

نوشته شده توسط آیتی در 1:55 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/11/07

صهيونيسم از نوع کانادايي

 رامين احمدي
....................
آقاى پيتر گوردون مک کى وزير امور خارجه کانادا در سفرى که به سرزمين‌هاى اشغالى داشت، پس از ديدار با اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستى اظهار داشت:
“دولت کانادا در مبارزه جهانى بر عليه خطر هسته‌اى ايران در صدر قرار دارد و اولين دولتى بود که حماس را بلافاصله پس از پيروزى در انتخابات تحريم نمود.”
اظهارات وزير امور خارجه کانادا که در راستاى خوش خدمتى به سران رژيم صهيونيستى ايراد شده است، نشان از اعترافاتى دارد که در جاى خود بدان اشاره خواهد شد. اما ابتدا لازم است به موارد تشابه تشکيل کانادا و اسرائيل اشاره و علت همسويى اين دو رژيم مورد توجه قرار گيرد:
نژادپرستي
اگر اسرائيلى‌ها، فلسطينيان را از سرزمين آبا و اجدادى خود بيرون رانده و آن کشور را بر روى زمين‌هاى غصبى بنا نهادند، کانادا نيز براساس گزارش مورخ 2/12/2004 گزارشگر سازمان ملل متحد متهم به اخراج بوميان کانادا از زمين‌هاى خود و تشکيل کشور در سرزمين متعلق به بوميان است. نژاد پرستان کانادايى چنان بلايى بر سر بوميان آن کشور آورده‌اند که روى اربابان اسرائيلى خود را سفيد کرده‌اند. براساس سند CN4E/ADD2005/3 آخرين اجلاس کميسيون حقوق بشر نشست شصت و يکم مورخ 14 مارس الى 22 آوريل 2005، شاخصهاى اقتصادي، اجتماعي، انساني، رفاهى و کيفيت زندگى بوميان از ديگر کاناداييها‌ به مراتب پايين تر بوده و فقر ومرگ و مير کودکان، شيوع بيماري، خشونت و فحشا در ميان بوميان بيشتر از ساير کاناداييها مى‌باشد. دسترسى بوميان به آموزش و پرورش و استانداردهاى بهداشتي، مسکن، منابع درآمد و فرصتهاى اقتصادى نيز بسيار پايين‌تر از بخش‌هاى ديگر مى‌باشد.
تبعيض سيستماتيک
در اسرائيل برترى جويى يهودى مانع از دستيابى ساير نژادها و اقوام و مذاهب به حق و حقوق قانونى است. در کانادا وجود تبعيض سيستماتيک در سيستم کيفرى و قضائي، خشونت و بى‌رحمى مستمر پليس، کشته و مفقود شدن بيش از 500 نفر از زنان بومى در 15 سال گذشته، آتش گشودن به سوى تظاهرکنندگان غيرمسلح و وابسته کردن مردم به کمک‌هاى دولتى به جاى خودکفايي، امرى آشکار و واضح بوده است.
بازداشتهاى خودسرانه
براساس بيانيه 16 ژوئن گروه کارى بازداشت‌هاى خودسرانه، آمار به دست آمده حاکى از افزايش قابل توجه تعداد افرادى است که در کانادا در انتظار محاکمه و يا دريافت حکم در زندان به سر مى‌برند. به همين دليل کميسيون حقوق بشر سازمان ملل از کانادا به دليل نقض حقوق مظنونين که در زندان‌هاى آن کشور به سر مى‌برند، انتقاد کرده است.
استفاده از سلاح‌هاى غيرمجاز براى سرکوب ناآرامى‌ها
اسرائيل همواره يد طولايى در استفاده از سلاح‌هاى غيرمجاز و تسليحات اورانيومى عليه فلسطينيان و اخير در لبنان داشته است. کميته منع شکنجه سازمان ملل متحد در گزارش مورخ 7/7/2005 خود استفاده کانادا از سلاح‌هاى غير مجاز در سرکوب ناآرامى‌ها را نيز مورد تاکيد قرار داده است. سازمان عفو بين‌الملل نيز در گزارشى در سال 2004 به موارد متعددى از استفاده نظاميان کانادايى از تفنگ Taser حتى در مواقع غيرتهديد‌آميز اشاره کرده و آورده است، پليس کانادا براى دستگيرى افرادى که حتى مقاومتى از خود نشان نداده‌اند، از اين سلاح مخرب استفاده کرده است. اين اقدام پليس کانادا نقض آشکار استانداردهاى بين‌المللى منع شکنجه، خشونت، رفتارهاى غيرانسانى و تحقيرآميز از جمله ميثاق بين‌المللى حقوق مدنى و سياسى است که از سال 1976 در کانادا به مرحله اجرا درآمده و همچنين کنوانسيون ضد شکنجه که در سال 1987 مورد تصويب کانادا قرار گرفت.
غير از موارد فوق، موارد متعدد ديگرى از نقض حقوق انسانها در کانادا وجود دارد که پرداختن به همه آنها مثنوى هفتاد من کاغذ مى‌شود.
کانادا در يک کلام سرزمين استثمار انسانها، کشورى با نقض گسترده موازين حقوق بشر و متهم به خشونت و بدرفتارى با بوميان، اتباع خارجى و زندانيان است که لازم است مورد توجه هم ميهنانمان قرار گيرد.
دستگيرى و شکنجه روحى و جسمى خانم ناتالى گيلاف تبعه فرانسوى کلمبيايى تبار و فردى دانشگاهى در حالى که از دو فرزند خود جدا شده و در وضعيت نامناسب در حالى که باردار بود و با دستان بسته به زنجير در بيمارستان بسترى شد، بهترين گواه بر نقض حقوق انسانها در کاناداست که بزودى با انتشار کتاب خاطرات ايشان، ابعاد بيشترى از شکنجه و جنايات اين رژيم غاصب را روشن خواهد نمود. ضمن اينکه توجه به زواياى قتل آقاى کيوان تابش تبعه ايرانى در کانادا نيز مى‌تواند ابعاد جنايات عليه اتباع خارجى در آن کشور را بيشتر روشن سازد.
وزيران امور خارجه کانادا در حالى به نقش کشور خويش به عنوان پيشقراول ستيزه‌جو در مقابل ايران اشاره مى‌کند که سابقه برخورد دوگانه آن کشور در قضيه هسته‌اى بر کسى پوشيده نيست. کانادا که با ارسال پلوتونيوم به هند در سال 1974 ساخت بمب اتمى و انجام آزمايش هسته‌اى توسط هند را ممکن ساخت اما در عين حال تحريم‌هايى را بر عليه هند وضع کرد. بلافاصله پس از راى مثبت هند به قطعنامه پيشنهادى اروپا و آمريکا درباره برنامه هسته‌اى کشورمان، کانادا تحريمها عليه آن کشور را لغو و همکارى هسته‌اى خود را با هند مجددا از سر گرفت. در حالى که پاکستان همچنان در تحريم کانادا باقى مانده است.
اظهارات آقاى پيتر گوردون مک کى در خصوص تحريم دموکراسى پس از پيروزى حماس نيز در نوع خود اعتراف جالبى به شمار مى‌رود. در اينکه کانادا کشورى است که موازين دموکراسى را حداقل در مورد ساکنين اوليه خود محترم نمى‌شمارد، حرفى نيست. اما اينکه دم خروس از آستين وزير خارجه کانادا بيرون بزند و اين کشور مدعى دروغين دموکراسى به صراحت عدم پذيرش گروهى را که بر مبناى سازوکارهاى دموکراسى غربى پيروز شده‌اند، مورد تاکيد قرار دهد وقيحانه و بى‌شرمانه بودن آن را به اثبات مى‌رساند.
مقامات کانادايى بايد بدانند که مردم ما نيازى به آنان ندارند و آن کشور جايگاه خود را در ايران به دليل تداوم کينه و عناد دولتمردان کانادايى عليه کشورمان از دست داده است. اتکا به خود و باورهاى اصيل ايرانى واسلامى نقطه اتکاى مردم ما بوده و همواره خواهد بود.
نوشته شده توسط آیتی در 6:38 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/11/07

درپي رسوايي اخلاقي رئيس جمهور رژيم صهيونيستي پارلمان اسرائيل كاتساو را براي 3 ماه معلق كرد

به دنبال رسوايي اخلاقي رئيس جمهور رژيم صهيونيستي، «داليا اتزيك» رئيس پارلمان (كنست) تا سه ماه عهده دار اين پست شد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيت المقدس «روحمه آبراهام» رئيس كميسيون ويژه كنست (پارلمان) با اعلام اين خبر گفت پارلمان با اكثريت آرا، اختيارات «موشه كاتساو» در سمت رياست جمهوري را از وي بازپس گرفت تا به اتهامات او رسيدگي شود.
رئيس جمهوري 61 ساله رژيم صهيونيستي به اتهام روابط نامشروع با چند كارمند زن دفتر رياست جمهوري و سوءاستفاده از قدرت تحت پيگرد قانوني است.
كاتساو چهارشنبه گذشته در يك برنامه تلويزيوني خود را از اتهامات وارده از جمله استراق سمع و سوءاستفاده از اموال دولتي، مبرا دانست.
رئيس كميسيون ويژه پارلمان افزود: مردم اسرائيل از رسوايي اخلاقي رئيس جمهور احساس شرم مي كنند.
يكي ديگر از نمايندگان پارلمان رژيم صهيونيستي بركناري موقت كاتساو از رياست جمهوري را مجازاتي محدود دانست و اظهار داشت پارلمان بايد او را به زندان بيندازد و يا از كار بركنار كند.
در همين حال يك مقام بلندپايه رژيم صهيونيستي ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در نظر دارد طرح تغيير قانون رياست جمهوري را به پارلمان ارائه دهد تا زمينه براي انتخاب شيمون پرز به جاي موشه كاتساو فراهم شود. انتظار مي رود اين طرح فردا در پارلمان مطرح شود. موشه كاتساو گفته است از تلاش براي اثبات بيگناهي خود دست برنخواهد داشت و زماني از قدرت كناره گيري خواهد كرد كه رسما در دادگاه به اين جرم محكوم شود.
گفتني است مقامات ديگر رژيم صهيونيستي به فساد اخلاقي و سوءاستفاده از قدرت متهم شده اند. از جمله: ايهود اولمرت نخست وزير، ابراهام هرسشون وزير دارايي، حيم رامون وزير پيشين دادگستري، آريل شارون نخست وزير سابق اسرائيل و تساحي هانگبي رئيس كميسيون امور خارجه و دفاع پارلمان.

نوشته شده توسط آیتی در 5:58 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/11/07

حركت سنجيده سيدحسن نصرالله توطئه اسرائيل را ناكام گذاشت

دبيركل حزب الله لبنان به دليل حفظ منافع ملي لبنان و جلوگيري از وقوع درگيري در اين كشور از همه شهروندان لبناني خواست با خويشتنداري و حفظ آرامش با ترك خيابان ها به خانه هايشان بازگردند.
به گزارش خبرگزاري ها، سيدحسن نصرالله پنجشنبه شب با ارسال پيامي براي شهروندان لبناني از آنان خواست با ارتش و نيروهاي انتظامي براي پايان دادن به تنش ها همكاري كنند.
وي خاطرنشان كرد، خطرناك ترين خطري كه مي تواند متوجه لبنان باشد، ايجاد جنگ داخلي است.
نصرالله گفت، خطرناكترين چيزي كه در حوادث اين روزها شاهد آن بوديم پديده تك تيراندازان بود كه مخالفان دولت را هدف قرار مي داد.
دبيركل حزب الله لبنان از ارتش و دستگاه قضايي لبنان خواست هويت تمام كساني را كه از سلاح استفاده مي كنند مشخص و آنها را محاكمه كنند.
وي از لبناني ها خواست بيشتر آگاه باشند و آرامش خود را حفظ كنند و به درخواست هاي گروه هاي سياسي گوش فرا دهند.
سيدحسن نصرالله در عين حال تأكيد كرد، گروه هاي مخالف دولت قدرت و توانايي لازم را براي سرنگوني دولت سينيوره دارند و از همان روزهاي نخست اين جريان مي توانست با اين قدرت و توانايي كار دولت سينيوره را يكسره كند. وي همچنين خاطرنشان كرد، اگر تا امروز دست به چنين اقدامي نزده ايم تنها به اين دليل است كه منافع ملي لبنان حفظ شود و از وقوع درگيري جلوگيري شود.
دبيركل حزب الله لبنان گفت، اين اعتصاب بسيار موفقيت آميز بود و خواسته هاي ما را محقق ساخت.
سيدحسن نصرالله انتخابات را تنها راه حل بحران كنوني لبنان برشمرد و افزود، اعتصاب عمومي روز سه شنبه نشان داد كه دولت سينيوره توانايي عملي ساختن تعهدات خود را ندارد.
وي اضافه كرد، پيام ديگر اعتصاب اين بود كه دولت سينيوره چيزي بجز گروه هاي شبه نظامي مسلح نيست و براي سركوب مردم از اين شبه نظاميان استفاده مي كند.
از سوي ديگر نصرالله تاكيد كرد هر سلاحي كه متوجه داخل باشد و سينه لبناني ها را هدف قرار دهد سلاح اسرائيلي است.
در همين رابطه «نبيه بري» رئيس مجلس لبنان و رهبر جنبش امل نيز از تمامي هواداران موافق و مخالف دولت لبنان خواست محل درگيري را ترك كنند و به خانه هاي خود بازگردند.
وي شهروندان لبناني را از افتادن به دام فتنه برحذر داشت و افزود: نبايد اجازه داد كه لبنان به جنگ خياباني تبديل شود، بايد از حوادث سال هاي گذشته عبرت گرفت.
گفتني است جمعي از دانشجويان هوادار گروه هاي مخالف و موافق دولت روز پنجشنبه در محوطه دانشگاه عربي بيروت واقع در مركز اين شهر درگير شدند كه اين رويداد به كشته شدن 4 دانشجو و زخمي شدن 150 تن ديگر منجر شد.
اين درگيري بين دانشجويان هوادار جنبش شيعي امل به رهبري «نبيه بري» رئيس مجلس و هواداران جريان سياسي «آينده» به رهبري «سعدالدين حريري» و از اعضاي برجسته گروه 14 مارس رخ داد.
اين دانشجويان با چوب، صندلي و سنگ به يكديگر حمله ور شده و خساراتي را به بار آوردند.
در پي اين درگيري در بيروت حكومت نظامي اعلام شد كه صبح روز گذشته لغو شد.
در همين رابطه وزير آموزش لبنان از تعطيل شدن تمام مدارس و دانشگاه هاي اين كشور تا روز دوشنبه هفته جاري خبر داد.
همچنين لازم به ذكر است كه يك روز پس از درگيري هاي خونين ميان طرفداران و مخالفان دولت سينيوره روز گذشته آرامش نسبي در بيروت حاكم شد.
گلوله پاسخ اعتصابات مسالمت آميز
روزنامه هاي لبنان روز گذشته با گزارش حوادث روزهاي اخير از بروز فتنه در اين كشور كه ممكن است به جنگ داخلي منجر شود هشدار دادند.
اين روزنامه ها از همه گروه هاي سياسي خواستند تا تلاش هاي گسترده خود را براي جلوگيري از بدتر شدن اوضاع لبنان مبذول دارند.
در اين زمينه روزنامه «الاخبار»، حوادث تلخ روز پنجشنبه را «پاسخ طرفداران دولت با گلوله به اعتصاب مسالمت آميز مخالفان» توصيف كرد و مردان مسلحي از جريان «المستقبل» به رهبري سعدالدين حريري و حزب سوسياليست ترقي خواه به رهبري وليد جنبلاط را به تيراندازي به مخالفان و آتش زدن خودروها متهم كرد.
كنفرانس پاريس 3
كنفرانس اقتصادي پاريس 3 كه با حمايت هاي گسترده اسراييل ، آمريكا وكشورهاي اروپايي و آ عربي در پاريس برگزار شد، با اعتراضات و مخالفت هاي شديد برخي از شهروندان فرانسوي و لبناني مخالف با برگزاري اين كنفرانس همراه بود.
در نخستين ساعت هاي برگزاري اين كنفرانس صدها تن از مخالفان برگزاري اين نشست كه با سر دادن شعارهايي ژاك شيراك و ديگر رهبران اروپايي را متهم به دخالت در امور داخلي لبنان مي كردند، به سوي سفارت لبنان هجوم آوردند و اين سفارت را به اشغال درآورند.
همچنين تظاهركنندگان خشمگين كه سفارت لبنان را به صورت كامل به اشغال خود درآورده بودند شعارهايي مبني بر محكوميت دولت فواد سينيوره سر دادند.كنفرانس پاريس 3 با سخنراني ژاك شيراك افتتاح شد و هر يك از ديگر رهبران اروپايي و عربي و نيز آمريكايي سخناني مبني بر ضرورت حمايت گسترده مالي از دولت سينيوره ارايه دادند.
رئيس جمهور فرانسه در اين سخنراني گفت: «اگر لبناني ها اعتصاب كنند پول نمي دهيم»!
گفتني است شركت كنندگان در كنفرانس پاريس3 متعهد شدند 6/7 ميليارد دلار به دولت لبنان كمك كنند.

نوشته شده توسط آیتی در 5:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1385/11/07

آزادی بیان اروپایی

  تصويب قانون مجازات منكران هولوكاست در ايتاليا

 هيات دولت ايتاليا طرح مجرم شناختن آندسته از افرادي كه باعث ايجاد نژاد پرستي مي‌شوند ، به اتفاق آرا تصويب كرد.

به گزارش ایرنا، روزنامه ايتاليايي"لارپوبليكا" درشماره روز جمعه خود نوشت: در قانون جديد قضايي اشاره مستقيم به هولوكاست نمي‌شود، بلكه از تشويق به ارتكاب جرايم عليه بشريت و دفاع از جرايم عليه بشريت صحبت مي‌شود. در طرح قانوني جديد كه ازسوي " كلمنته مستلا" وزير دادگستري ايتاليا مطرح شده است ، " تشويق كردن به ارتكاب جرم عليه بشريت و حتي دفاع از جرايم عليه بشريت" تا ‪ ۱۲‬سال حبس دارد.

مستلا با قانون جديد سعي بر تنبيه سخت منكران هولوكاست دارد و در نخستين ماده آن آمده‌است: هركس بطور عمومي تشويق به ارتكاب جرم ، نسل كشي و يا جرايم عليه بشريت بكند با حبس در زندان تنبيه مي‌شود.

اين جرم شامل آنهايي نيزخواهد شد كه بطور عمومي ازجرايم عليه بشريت دفاع مي‌كنند. در صورت تشويق به ارتكاب جرم و براي تبليغ نظريات نژاد پرستانه و برتري نژادي و قومي نيز تا ‪ ۶‬هزار يورو جريمه در نظر گرفته شده است .

همچنين براساس اين قانون آزادي تشكيل انجمن‌ها نيز محدود مي‌شود و تشكيل هر گونه انجمن ، جنبش و يا گروهي كه هدف آن تبعيض و يا خشونت نژادپرستي قومي، ملي و مذهبي باشد ممنوع مي‌شود.

هركسي كه دراين انجمن‌ها و ياجنبش‌ها شركت كند و يا به‌فعاليت آنها كمك كند تا ‪ ۴‬سال زنداني خواهد شد. اخيرا دويست نفر از روشنفكران و تاريخ شناسان ايتاليايي بر اساس دلايل خاص خود از وزير دادگستري و دولت اين كشور خواستار عدم تصويب اين طرح شده بودند.

نوشته شده توسط آیتی در 5:49 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/27

درباره بيانيه تحريم فرهنگي اسرائيل

زهرا توسلي
چندي پيش، جان برگر در نامه اي به روزنامه گاردين- كه از سوي بسياري از جمله كورنليا پاركر- هنرمند، برايان انو- آهنگساز، نويسندگاني همچون ساراماگو، آرونداتي روي و احدف سوئيف و كارگردان هائي مثل كن لوچ امضا شده بود- خواستار حمايت از همكاران فلسطيني خود شد. او در اين مورد مي گويد: «شايد تحريم فرهنگي سبب تغيير سياست اسرائيل شود البته تأثير آن چندان شگرف نخواهد بود، اما لااقل راهي است براي ساكت نماندن. تقاضاي من كاملاً شخصي است... اين تقاضا براي تشويق اسرائيلي هايي كه مخالف سياست هاي حكومت اسرائيل هستند و نيز راهي براي تشويق فلسطيني ها به ادامه زندگي است.» او كاملاً ميان اشخاص مستقل و سازمان ها و نهادهاي مورد حمايت از دولت اسرائيل تمايز قائل مي شود و مي گويد: «قصد من تحريم هنرمندان يهودي نيست، ما مخالف صهيونيست ها هستيم.» كن لوچ، فيلمساز، كه از تحريم استقبال كرده است، مي گويد: «در جشنواره هاي سينمايي كه از سوي نهادهاي مورد حمايت دولت اسرائيل برگزار مي شود، شركت نخواهم كرد.»
متن نامه نوشته شده توسط جان برگر- كه تاكنون به امضاي بيش از 100هنرمند و اديب بزرگ در سرتاسر جهان رسيده، از اين قرار است: «امروز از استادان، روشنفكران و هنرمندان سراسر جهان مي خواهم از تحريم فرهنگي حكومت اسرائيل حمايت كنند؛ تحريمي كه بسياري، حتي برخي شخصيت هاي مردمي اسرائيل- كه بي پرده با اشغال غيرقانوني سرزمين فلسطيني ها در كرانه باختري و نوار غزه مخالف هستند- پاي آن را امضا كرده اند.»
اين تحريم اعتراضي فعال عليه دو شكل تبعيض است كه با گذشت بيش از 60سال همچنان به نفع اسرائيل وجود دارد. طي اين زمان حكومت اسرائيل خود را از هرگونه تعهد بين المللي مبني بر رعايت قطعنامه هاي سازمان ملل و يا پذيرش قضاوت هر دادگاه بين المللي مبرا دانسته است. تا اين لحظه 246قطعنامه صادره از سوي شوراي امنيت، توسط حكومت اسرائيل نقض شده است. متعاقب آن هفت ميليون فلسطيني از حق مسلم خود براي زندگي در سرزميني كه دنيا آن را متعلق به فلسطينيان مي داند، محروم شده اند و حالا هر هفته كه مي گذرد، فلسطيني ها در مقام يك ملت، بيش از پيش از حق مسلم خود براي برخورداري از آينده اي روشن محروم مي شوند. همان گونه كه نلسون ماندلا مي گويد، تحريم يك اصل نيست، بلكه تاكتيكي وابسته به شرايط است. تاكتيكي كه به مردم ستم ديده اين امكان را مي دهد تا قدرتمندان زورگو و فاسد را تحت فشار قرار دهند. ديروز در آفريقاي جنوبي و امروز در اسرائيل، فساد و اخلاق ستيزي و تبعيض در قالب آپارتايد نژادي خود را نشان داده است. به نظر ما تحريم نبايد با هدف تبعيض نژادي بر عليه فرد، افراد، و يا ملتي به كار گرفته شود. تحريم بايد عليه سياست هاي زورگويانه و نهادهاي حمايت كننده از اين سياست ها به كار گرفته شود هدف از تحريم نه كنار گذاشتن، بلكه ايجاد تغيير است.
اين هنرمندان با دعوت از همكاران خود در جهان براي پيوستن به تحريم فرهنگي اسرائيل تصريح كردند: مبارزه جهاني با رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي ابتدا با تحريم هاي فرهنگي و مردمي آغاز شد و سپس منجر به برقراري تحريم هاي سازمان ملل و تغيير رژيم آن كشور شد.
حال اين سؤال پيش مي آيد كه چرا نويسندگان و هنرمندان ايراني پاي اين نامه را امضا نكرده اند، اين مورد را با چند نفر از نويسندگان و هنرمندان كشورمان مطرح كرديم: منيژه آرمين- نويسنده و هنرمند- درمورد اين نامه گفت: در كشور ما نيز درمورد تحريم فرهنگي اسرائيل نامه اي نوشته شد، درست همان زماني كه لبنان در محاصره اسرائيلي ها بود، جمعي از نويسندگان ايران نامه اي نوشتند و از من نيز دعوت كردند كه پاي اين نامه را امضا كنم.
آرمين مي گويد ما زودتر از نويسندگان خارجي اين كار را انجام داده ايم ولي انعكاس خبري مناسبي نداشت براي همين به گوش جهانيان نرسيد.
اما برخلاف آرمين، زماني كه اين سؤال را با ابراهيم حسن بيگي مطرح كرديم، گفت: من اصلاً از چنين نامه اي كه در ايران و يا خارج از كشور به امضا رسيده خبر ندارم. دليلش را كه پرسيديم، گفت: شايد نشان دهنده عدم انسجام ميان نويسندگان باشد و يا اين كه قشر خاصي از نويسندگان اين نامه را نوشته اند و به اطلاع همه نرسانده اند.
جمال شورجه، كارگردان و فيلم ساز كشورمان نيز از اين نامه بي اطلاع بود و مي گويد: دليل اين كه چرا فيلم سازان ما پاي اين نامه را هنوز امضا نكرده اند اين است كه تكليف فيلم سازان و كارگردانان در آن كشورها مشخص است، در حالي كه تكليف فيلم سازان ما روشن نيست و چه بسا به تحريم اعتقادي نداشته باشند. بعضي از هنرمندان و نويسندگان ما تعصبي نسبت به اين مسئله ندارند و اين را وظيفه رسانه ها مي دانند.
مسئله ديگري كه جمال شورجه در صحبت هايش مطرح كرد، عدم اعتماد برخي از هنرمندان و نويسندگان به اخبار داخلي است، او مي گويد: سالم ترين و درست ترين تحليل ها در خصوص مسايل خاورميانه و مسايل مربوط به آن از طريق رسانه هاي ما مطرح مي شود و اخبار خارجي در مورد اين مسايل كذب است و بيشتر جنبه تبليغاتي دارد. نويسندگان و هنرمندان ما به مسايل انقلاب و معضلاتي كه كشورهاي غربي در مورد انقلاب ايجاد كرده اند بي تفاوت هستند و احساسي ندارند در حالي كه فيلم سازان ما مي توانند به طور مثال در زمينه انرژي هسته اي موضع گيري كنند و شريك مسايل نظام باشند.
شورجه دليل عدم همكاري فيلم سازان و هنرمندان با مسايل جاري كشور و جهان را كم بودن تعهد در بين آنها مي داند و مي گويد: اين هنرمندان هرچه احساس نزديكي با مسايل انقلاب داشته باشند بيشتر در مورد آن احساس مسئوليت مي كنند. اين هم روش خاص خود را دارد مثلاً نمايندگان مجلس مي توانند براي كاهش مشكلات اين هنرمندان و يا انجام برخي كارهاي كارشناسي در زمينه هاي هنري از اين هنرمندان استفاده كنند تا آنها نيز خود را در مسايل كشور تأثيرگذار و سهيم بدانند، شايد از اين طريق بتوان دغدغه هنرمند را نسبت به مسايل كشور و انقلاب بالاتر برد. چرا كه هنرمند در اين صورت خود را شريك مسايل كشور مي داند. در غير اين صورت هنرمند با وجود مشكلات و مسايلي كه در اطراف خود دارد از جمله مشكل مسكن و عدم حمايت از سوي دولت نمي تواند دغدغه انقلاب را داشته باشند و موضع گيري مناسب را نخواهد داشت.
جمال شورجه در پايان گفت، تشويق هنرمندان براي شركت در مسايل جاري كشور موجب مي شود كه اهل هنر و فرهنگ به آغوش انقلاب برگردند
نوشته شده توسط آیتی در 0:18 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

سکوت مرگبار در قبال خطر هسته‌اى صهيونيسم -2

مصطفى تبريزي
پس از استعفاى بن گورين و روى کار آمدن اشکول در 1963، اسرائيل به توسعه برنامه هسته‌اى زيرزمينى خويش ادامه داد. اشکول مانند بن گورين به اين اصل متعهد بود که اسرائيل بايد يک برنامه هسته‌اي- تسليحاتى داشته باشد تا از آن به عنوان يک بيمه نامه ملى براى پيشامدهاى غيرمنتظره استفاده کند و به اصطلاح، براى روز مبادا بدان دسترسى داشته باشد. در زمان اشکول، هدف استراتژيک گزينه هسته‌اي- تسليحاتى بازدارندگى در مقابل اعراب نبود، بلکه هدف، حفظ قدرت چانه‌زنى در برابر ايالات متحده و يک قابليت هسته‌اى به عنوان آخرين حربه بود. اشکول در نطق 1966 خود در مجلس گفت که اسرائيل سلاح‌هاى هسته‌اى ندارد و مايل نيست که مناقشه اعراب و اسرائيل را هسته‌اى کند. (۱) اشکول همچنين محرمانه‌ترين فعاليت کشور را تحت کنترل متمرکز سياسى درآورد و خود شخصا بر آن رياست کرد.
آنگونه که منابع معتبر نشان مى‌دهند، جداسازى پلوتونيوم در ديمونا از سال 1966 آغاز شد و کار طراحى اولين سلاح هسته‌اى انفجارى ساخت اسرائيل حدودا همان موقع با موفقيت به اتمام رسيد و موشک فرانسوي- اسرائيلى معروف به -MD620 در مرحله آزمايش قرار گرفت. (۲) بنابراين مدتى پيش از جنگ شش‌روزه اعراب و اسرائيل در 1967، اسرائيل به قابليت سلاح‌هاى هسته‌اى دست يافته بود و در آستانه جنگ، موقتا دو سلاح هسته‌اى انفجارى قابل پرتاب آماده نمود.
در اول ژوئيه 1968 در واشنگتن، لندن و مسکو معاهده ان.پي.تى جهت امضا مفتوح گرديد و در همان روز اول، شصت و پنج کشور آن را امضا کردند. اسرائيل در ميان آنها نبود و منابع موثق اسرائيلى در همان روز به آسوشيتدپرس گفتند که اگرچه اسرائيل به طور اصولى با معاهده موافق است اما آن را امضا نمى‌کند زيرا داراى برخى ملاحظات است و اقدام بعدى به تصميمات کابينه جديد نياز دارد. (۳) اين به تاخيرانداختن حرکتى تاکتيکى و موذيانه بود که اسرائيل را از ايجاد مانع بر سر توسعه سلاح‌هاى هسته‌اى خويش نجات مى‌داد.
با مرگ اشکول در 1969، گلدا ماير نخست‌وزير اسرائيل شد. رئيس جمهور آمريکا ريچارد نيکسون در اين زمان، از محرمانگى حاکم بر برنامه هسته‌اى اسرائيل کاست و به ماير پيغام داد که اگر اسرائيل حساسيتى در مورد مسائل هسته‌اى خود ايجاد نکند ايالات متحده با آن چالش نخواهد کرد و يا سعى نخواهد کرد که آن را از مسير خود خارج کند. با اين توافق، ايالات متحده به بازديدهايش از ديمونا خاتمه داد. نيکسون و مشاور امنيت ملى او هنرى کيسينجر، به نيازهاى امنيتى اسرائيل توجه بيشترى مبذول نمودند و کيسينجر به رابين «سفير اسرائيل» گفت: ايالات متحده پذيراى درخواست‌هاى تسليحاتى اسرائيل خواهد بود و دولت جمهوريخواه، در رابطه با مسائل هسته‌اى انعطاف بيشترى از خود نشان خواهد داد. (۴)
اين حمايت در دهه‌هاى بعد وسعت بيشترى يافت. اسرائيل ششمين کشور از کشورهايى است که به توليد سلاح‌هاى هسته‌اى مبادرت ورزيده‌اند. اما پنج کشور اول، کشورهاى قدرتمندى بودند که جمعيتى بزرگ و سرزمينى پهناور داشتند و همگى در عرصه بين‌الملل بازيگران بزرگى به شمار مى‌رفتند. پس اسرائيل جوان، کوچک و فقير و بدون يک پايگاه صنعتى چگونه توانست در دو بعد صنعتى و سياسي، پروژه هسته‌اى خود را پيش ببرد و به نتيجه برساند؟ پروژه هسته‌اى به جهات زيادي، مهمترين پروژه صهيونيستى بوده است. هدف آن تضمين موجوديت فيزيکى اسرائيل به عنوان يک کشور است. قطعا در اين راه، ايالات متحده، کمکى بى‌بديل بوده است. در جريان مذاکرات صلح مصر و اسرائيل در سال‌هاى 79- 1978، تحت فشارهاى آمريکا بود که مصر از مسائل هسته‌اى اسرائيل صرف‌نظر کرد. در 1981 که عراق برنامه سلاح‌هاى هسته‌اى خود را شروع کرد، انهدام رآکتور عراق، واکنش اسرائيل با حمايت آمريکا به مسئله بود و پافشارى اسرائيل بر انحصار هسته‌اى و محروم‌کردن اعراب از سلاح‌هاى اتمى را نشان مى‌داد.
آونر کوهن معتقد است، ناشفافى هسته‌اى امروزه وارد فرهنگ امنيتى ملى اسرائيل شده است و همچون يک ارزش فرهنگى محسوب مى‌شود. هرگاه نوبت به سلاح‌هاى هسته‌اى مى‌رسد تمام نهادهاى دموکراتيک اسرائيل از مجلس و احزاب سياسى گرفته تا مطبوعات و دانشگاهيان برخورد متفاوتى از خود نشان مى‌دهند. آنها در برخورد با مسائل هسته‌اي، وظايف دموکراتيک خود را از تفحص، مباحثه و نظارت گرفته تا نقد و بررسى ناديده مى‌گيرند. «اين قانون سکوت در يک فرهنگ سياسى که امروزه با پويايى و مناظره آزاد پيرامون تقريبا تمامى مسائل عمومى از جمله ساير مسائل حساس دفاعى همراه است يک ناهنجارى محسوب مى‌شود. چنين بحثى در قلب دموکراسى اسرائيل وجود دارد. بنابراين، فرهنگ ناشفافى نشانه شکست شگفت‌انگيز اين دموکراسى است.» (۵)
پى‌نوشت‌ها:
۱- آونر کوهن، اسرائيل و سلاح‌هاى هسته‌اي، ترجمه رضا سعيد محمدي، تهران، دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللي، 1381، ، ص 359
۲- همان، ص 409
۳- همان، ص 451
۴- همان، ص 489
۵- همان، ص 514
نوشته شده توسط آیتی در 10:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

تحليلي بر ديدار اولمرت با محمود عباس

سامان زاهدى

محمود عباس (ابومازن) رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در حالي با ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي،  در كاخ نخست وزيري صهيونيست ها (قدس غربي) ملاقات كرد كه براي اولين بار پرچم فلسطين در كنار پرچم اين رژيم قرار گرفته بود. احمد قريع (نخست وزير سابق فلسطين)،  صائب عريقات (مقام ارشد مذاكره كننده فلسطيني و عضو ساف)،  رفيق الحسيني (مدير دفتر رياست تشكيلات خودگردان) و نبيل ابوردينه (مشاور اطلاعاتي ابومازن) در اين ديدار ابومازن را همراهي كردند. اين ديدار براي اولين بار طي 2 سال اخير ميان طرفين برگزار شد.
توافقات صورت گرفته: دو طرف پس از اين ديدار در بيانيه اي مشترك كه از سوي كابينه رژيم صهيونيستي منتشر شد توافق خود را در خصوص انجام اقدامات لازم جهت احياي روند صلح،  گسترش آتش بس به كرانه باختري و آزاد كردن 100 ميليون دلار از درآمدهاي گمركي فلسطيني ها كه توسط رژيم اشغالگر قدس مسدود شده بود اعلام كردند. آنان همچنين تمايل خود را به از سرگيري همكاريهاي مشترك به عنوان شركاي حقيقي صلح جهت احياي مذاكرات و اتخاذ گامهاي رو به جلو در اين رابطه اعلام كردند.
واكنشها: از سوي صهيونيست ها و فلسطيني ه،  توافقات اولمرت-ابومازن با واكنشهاي متفاوتي مواجه شد. جنبش فتح به طور طبيعي از اين موضوع استقبال كرد،  اما جنبشهاي حماس و جهاد اسلامي به تقبيح آنان پرداختند. رمضان عبدالله رهبر جنبش جهاد اسلامي اعلام كرد: عاقلانه نيست كه ابومازن با اولمرت ديدار دوستانه داشته باشد اما با هنيه مذاكره نكند. حماس نيز اين ملاقات را براي منافع ملت فلسطين بي فايده و مضر خواند.
در تل آويو،  حزب كارگر (شريك كابينه اولمرت) از طريق عمير پرتس از اين واقعه استقبال كرد،  اما نتانياهو ضمن محكوم كردن آن مدعي شد كه 100 ميليون دلار وعده داده شده اولمرت به ابومازن،  به دست گروه حماس مي رسد.
اهداف: در حالي كه طي چند ماه اخير،  همواره اولمرت بر آزادي گيلاد شاليت (سرباز اسير رژيم صهيونيستي) به عنوان پيش شرط ملاقات با ابومازن تأكيد مي كرد به يكباره تغيير موضع داده و به استقبال اين ملاقات رفت. اين تغيير رويه ناشي از شرايط و اهدافي است كه عبارتند از:
1) تلاش براي انزواي حماس: مهمترين هدف اولمرت كه به وزراي خود نيز گوشزد نمود كوشش براي تقويت جايگاه ابومازن و جنبش فتح در برابر جنبش حماس مي باشد. حماس و فتح،  با وجود چندين ماه مذاكره براي تشكيل دولت وحدت ملي ناكام بوده و سرانجام ابومازن انجام انتخابات زودرس پارلماني و رياستي را اعلام كرد كه با واكنش منفي و گسترده حماس مواجه شده و با افزايش درگيريها همراه بود. همچنين نظرسنجي هاي صورت گرفته در مورد ميزان پايگاه اجتماعي فتح و ابومازن رضايت بخش نيست. طبيعتاً ملاقات اولمرت با ابومازن و ارائه امتيازاتي چون آزادي اسر،  آزاد نمودن بخشي از اموال بلوكه شده و پايان بخشيدن به حملات اسراييل،  با هدف بهبود جايگاه ابومازن و فتح در فلسطين و متقابلاً تضعيف حماس صورت مي گيرد. همچنين اعلام دولت آمريكا مبني بر ارائه يك كمك 100 ميليون دلاري به ابومازن به موازات تصويب تشديد تحريمها عليه حماس را نيز در همين راستا بايد قلمداد نمود.
2) پاسخ به گزارش بيكر-هميلتون: در گزارش گروه بيكر -هميلتون در مورد بحران عراق،  به صراحت موضوع فلسطين به عنوان ريشه بحرانهاي موجود در خاورميانه اشاره شده است و به عنوان راهكار از دولت بوش خواسته است تا با ايران و سوريه مذاكره نموده و تلاشهاي جدي براي تشكيل دولت فلسطيني به انجام رساند. به نظر مي رسد ملاقات اولمرت با ابومازن تنها چند هفته پس از اعلام اين گزارش،  بي تأثير از محتويات آن نبوده است.
3) پاسخ به تلاشهاي كشورهاي عربي: كشورهاي محافظه كار عربي به رهبري عربستان،  مصر و اردن،  بعد از جنگ 33 روزه و مشاهده اوضاع اجتماعي-سياسي منطقه،  تلاشهاي خود را براي حل موضوع فلسطين دو چندان كرده اند. در اين راستا حتي مطبوعات تل آويو چندين بار اخباري دال بر ملاقات سران صهيونيستي با سران عربستان منتشر كرده اند. همچنين عمير پرتس و تعدادي ديگر از مقامات اين رژيم،  خواستار بررسي جدي طرح عربستان (ارائه شده در اجلاس اتحاديه عرب،  بيروت 2002) شده اند كه در آن عقب نشيني آنها از اراضي اشغالي 1967 به ازاي شناسايي اين رژيم توسط كشورهاي عربي و برقراري روابط ديپلماتيك اشاره شده است. در ماههاي اخير عربستان و ديگر كشورهاي عربي،  بطور جدي خواستار حل بحران فلسطين از طريق مسالمت آميز شده اند.
4) تقويت جايگاه داخلي: به نظر مي رسد هم ابومازن براي تقويت جايگاه خود در برابر حماس و هم اولمرت در راستاي بازگرداندن اعتبار از دست رفته خود در برابر نتانياهو به بهانه تقويت روند صلح نياز به اين ديدار داشته اند. اولمرت به ويژه پس از جنگ 33 روزه،  در پايين ترين وضع محبوبيت اجتماعي قرار گرفته و در تلاش است تا ضمن تأمين امنيت صهيونيست ها در برابر مبارزان فلسطيني،  حكومت ائتلافي خود را نيز حفظ كند.

نوشته شده توسط آیتی در 10:38 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

شهادت 660 فلسطيني در پرونده سياه صهيونيست ها در سال 2006

بر اساس گزارش يك مركز حقوقي صهيونيستي موسوم به«بتسيلم»، نظاميان دولت اشغالگر قدس در سال 2006، ششصد و شصت شهروند فلسطيني از جمله 141 كودك را به شهادت رساندند. ولي نيروهاي مقاومت از آغاز سال 2006 تا كنون، تنها 17 نظامي صهيونيست را به هلاكت رسانده است. ضمنا صهيونيست ها در سال گذشته و در راستاي تشديد بخشيدن به اقدامات نظامي خود، 292 خانه را ويران كردند كه در نتيجه اين اقدام، 1769 فلسطيني بي خانمان شدنددر گزارش مركز حقوقي يادشده آمده است: «در حال حاضر، 9057 فلسطيني در زندان هاي رژيم اشغالگر قدس به سر مي برند كه 345 نفر آنان را كودكان تشكيل مي دهند. ضمنا 738 فلسطيني نيز بدون هيچ اتهامي در بازداشت موقت به سر مي برند.»
نوشته شده توسط آیتی در 10:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

سکوت مرگبار در قبال خطر هسته‌اى صهيونيسم -1

مصطفى تبريزي
آقاى منوچهر متکي، وزير امور خارجه، در ديدار با همتاى افغان خود گفت: “فعاليت‌هاى هسته‌اى ايران، غيرقانونى نيست و ايران حق دارد فعاليت‌هاى صلح‌آميز غنى‌سازى هسته‌اى داشته باشد.” آقاى متکى ارجاع موضوع هسته‌اى ايران از آژانس بين‌المللى انرژى اتمى به شوراى امنيت را اقدامى سياسى دانست و با اشاره به تصميم اين شورا مبنى بر صدور قطعنامه عليه ايران گفت: “شوراى امنيت بايد جايى براى تحکيم امنيت ملت‌ها باشد نه جايى براى تهديد محدودسازى و توقف حقوق ملت‌ها.” وزير امور خارجه افزود: “جمهورى اسلامى ايران 36 سال است که عضو ان.پي.تى مى‌باشد و همواره بهترين همکارى را با آژانس داشته است.” وى سپس با انتقاد از سکوت شوراى امنيت در قبال اظهارات اخير رژيم صهيونيستى گفت: “شوراى امنيت با رژيم صهيونيستى که علنا اعلام مى‌کند داراى سلاح هسته‌اى است، چه برخوردى کرده است؟”
معاهده NPT )prolifration Treaty-Nuclear Non( يعنى معاهده عدم اشاعه سلاح‌هاى هسته‌اي، در 1968 به تصويب رسيد. اين معاهده يکى از 30 معاهده‌اى بود که راجع به کنترل تسليحات اتمى طى سالهاى 1959 تا 1996 ميان آمريکا و شوروى سابق يا در سطح بين‌المللى منعقد شدند، اما مهمترين آنها 180 کشور به امضاى اين معاهده شتافتند و طبق مفاد آن، دول دارنده سلاح‌هاى اتمى متعهد شدند تا تکنولوژى ساخت سلاح‌هاى هسته‌اى را به دول فاقد سلاح هسته‌اى منتقل ننمايند و کشورهاى فاقد نيز متعهد شدند خود را محق به دستيابى به سلاح هسته‌اى ندانند و در پى دستيابى بدان نباشند. همکارى در زمينه ارتقاى صلح‌آميز انرژى اتمى و استفاده صلح‌آميز از انفجارات هسته‌اى براى تمامى اعضا، توقف مسابقه تسليحات هسته‌اى و انعقاد پيمان خلع سلاح عمومى به طور کامل و ايجاد مناطق عارى از سلاح‌هاى هسته‌اى از ديگر مفاد اين معاهده هستند. از اشکالات عمده محتوايى که بر اين معاهده وارد است، تعريف سلاح هسته‌اى است. برخى از کشورها تا مرز توليد سلاح هسته‌اى پيش رفته‌اند، اما چون ترکيب و مرحله نهايى را به اجرا در نياورده‌اند، خود را متعهد به معاهده ان.پي.تى مى‌شمارند. اسرائيل، قرائتى جالب توجه‌تر براى خويش تراشيده است. رهبران رژيم صهيونيستى معتقدند آستانه سلاح هسته‌اي، انجام يک آزمايش هسته‌اى تمام عيار است. استدلال چنين است که در هر پنج کشور رسما هسته‌اى آمريکا، روسيه، انگليس، فرانسه و چين، نماد ورود به محدوده دارندگان سلاح هسته‌اي، انجام يک آزمايش هسته‌اى تمام عيار بوده است. لذا اسرائيل با کمک فنى و تکنولوژيکى غرب خصوصا آمريکا و فرانسه برنامه توليد سلاح‌هاى هسته‌اى را تکميل کرده‌اند و چون آزمايش هسته‌اى انجام نداده‌اند، خود را ناقض پيمان ان.پي.تى نمى‌شمارند، هرچند بر خوانندگان گرامى معلوم است که اسرائيل با گذشت بيش از سه دهه از انعقاد معاهده عدم اشاعه سلاح‌هاى اتمي، هنوز بدين معاهده نپيوسته است.
اسناد کميسيون انرژى اتمى اسرائيل، IAEC )Israel Atomic Energy Commission(، هنوز محرمانه است و اسرائيل با دکترين مخفى کارى يا ابهام‌زايى در پروژه اتمى خويش، کل منطقه و بلکه دقيق‌تر بگوييم، کل جهان را مورد تهديد قرار داده است. همه احزاب صهيونيستى اعم از چپ و راست از طرح علنى مسائل محرمانه پيرامون برنامه هسته‌اى منع شده‌اند و مطبوعات حق چاپ مقاله يا خبرهاى ويژه در اين رابطه را ندارند. در دهه‌هاى جنگ سرد، يکى از اهم ادله مخفى‌کارى و محرمانه نگاه داشتن فعاليت‌هاى هسته‌اى اسرائيل، نگرانى ايالات متحده از آن بود که هسته‌اى شدن اسرائيل، پاى شوروى را به يک رقابت هسته‌اى در منطقه باز کند و شوروى نيز درصدد برآيد تا مصر يا کشورى ديگر را زير چتر هسته‌اى خود قرار دهد. يکى ديگر از مهمترين ادله چنين پنهان‌کارى‌اي، ترس از فشار و حملات اعراب بوده است. با توجه به اين امر مى‌توان فهميد که چرا اظهارات اخير از سوى بالاترين مقام رژيم صهيونيستي، مورد انتقاد و حمله داخلى قرار گرفت.
نوع برخورد آژانس بين‌المللى انرژى اتمى و سازمان ملل با اعتراف دولت صهيونيستى به داشتن سلاح اتمي، به طور کامل، حاکى از ضعف بيش از حد مراجع بين‌المللى در برخورد با قدرت نيروهاى برتر، خصوصا ايالات متحده است.
تاريخچه
عمر انديشه دستيابى اسرائيل به قابليت سلاح‌هاى هسته‌اى به اندازه عمر خود آن کشور است. اولين نخست‌وزير اسرائيل يعنى ديويد بن گورين در سالهاى 58- 1955 پس از بازگشت مجدد به قدرت، روابط ويژه با فرانسه برقرار نمود تا منابع کافى براى شروع يک پروژه ملى هسته‌اى را آماده کند. او سلاح هسته‌اى را براى تضمين امنيت و قدرت اسرائيل لازم و ضرورى مى‌شمرد. شيمون پرز نيز در عملى‌کردن ايده اسرائيل هسته‌اى بسيار موثر بود.
موافقتنامه ديمونا در اکتبر 1957 ميان اسرائيل و فرانسه منعقد شد. هرچند مفاد اين موافقتنامه هنوز محرمانه است، اما نقطه عطفى در مسير هسته‌اى شدن اسرائيل بوده است. رآکتور ديمونا به مقادير معتنابهى اورانيوم طبيعى و آب سنگين نياز داشت. آن زمان، شرکت نروژى نورسک هيدرو تنها توليدکننده اروپايى آب سنگين تجارى بود و لذا پاى نروژ نيز به برنامه هسته‌اى اسرائيل باز شد.
با قدرت‌گرفتن شارل دوگل به عنوان نخست‌وزير فرانسه در پايان مه 1958، با آنکه يک سال و نيم از شروع گودبردارى ديمونا سپرى شده بود، سياست فرانسه تغيير کرد و از اسرائيل خواست که محرمانگى ديمونا را از ميان ببرد و ماهيت صلح‌آميز بودن رآکتور را به جهان اعلام کند و نيز رآکتور را تحت بازرسى بين‌المللى قرار دهد و تا زمانى که اين شرايط را نپذيرفته است، فرانسه به ادامه همکارى در ديمونا نخواهد پرداخت. اين تصميم کل پروژه ديمونا را به خطر مى‌انداخت. با ديپلماسى فشرده اسرائيل و ديدارهاى رسمى ميان مقامات ارشد اسرائيل و فرانسه، اين ديدگاه تعديل شد و کار توسط شرکت‌هاى فرانسوى ادامه يافت.
تمايل آمريکا به دستيابى اسرائيل به سلاح اتمي، کمابيش از همان آغاز راه مشخص است. دينو اى بروجيونى که در مرکز اطلاعات تصويرى سيا کار مى‌کرده است، مى‌گويد: اولين تصاوير هوايى سايت ديمونا به طور اتفاقى مشاهده شد و آن هنگامى بود که در سال 1958 ايالات متحده در فواصل معين از يک ميدان تير هوايى اسرائيل در صحراى نقب خبر مى‌گرفت. حفارى‌هاى اوليه براى سايت احتمالى فعاليت‌هاى هسته‌اى در نظر گرفته شده بود اما سازمان اطلاعات آمريکا نتوانست از يافته‌هاى خود کاملا سر درآورد. بيش از دو سال طول کشيد تا مراکز اطلاعاتى آمريکا ديمونا را به عنوان سايت يک رآکتور اتمى بشناسند. بروجيونى توضيح مى‌دهد مدير برنامه، آرتور سى لاندال در اوايل 1958 اولين عکس‌هاى هوايى را گرفت تا رئيس‌جمهور آيزنهاور و ديگر مقامات را در جريان امر قرار دهد. وقتى لاندال از جلسه کاخ سفيد بازگشت، گفت که آيزنهاور يک کلمه حرف نزد و براى گرفتن عکس‌هاى بيشتر از سايت يا ارائه اطلاعات تکميلى از مرکز اطلاعات تصويرى سيا درخواستى به عمل نياورد. بروجيونى مى‌گويد براى يک مصرف‌کننده دائمى اطلاعات مانند آيزنهاور، اين موضوع غيرعادى بود. لاندال و بروجيونى احساس کردند که آيزنهاور خواهان دستيابى اسرائيل به سلاح‌هاى هسته‌اى است. در 1960 آرام آرام، مسئله ديمونا افشا شد و نيويورک تايمز و مجله تايم و روزنامه ديلى اکسپرس لندن از حرکت اسرائيل به سوى بمب اتمى نوشتند. با تبديل مسئله ديمونا به يک بحران بين‌المللي، مقامات اسرائيل وادار به سخن گفتن شدند، اما باز هم مخفى‌کارى خود را ادامه دادند. بن گورين از اهداف صلح‌آميز، کوچک‌بودن رآکتور، تحقيقاتى بودن آن، ديربازده بودن آن و امورى از اين دست سخن گفت. اسرائيل پذيرفت که پس از آرام گرفتن افکار عمومي، پژوهشگران کشورهاى دوست را جهت بازديد از رآکتور ديمونا خواهد پذيرفت، اما هرگز چنين نکرد و به بازرسان رسمى آژانس بين‌المللى اتمى يا ساير بازرسى‌هاى بين‌المللى فرصت نداد.
 
نوشته شده توسط آیتی در 10:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

همایش هولوکاست به نقل از وبلاگ http://www.naqdfilm.blogfa.com/

تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوكاست با بيان اين كه عرب و يهود داراي يك جد مشترك (سام) هستند، خاطرنشان كرد:‌ ولي يهوديان براي اين كه خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي كرده‌اند تا جايي كه جهانيان نيز سام را جد يهود مي‌دانند .
دکتر فردريک توبن با بيان اين كه در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح كرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم كه با توجه به امكانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذكور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلكه اگر حادثه‌‌اي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش میلیون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يك مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته كه به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است
تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است .
ديويد هوك استاد آمريكايي دانشگاه اوكراين: افراطي‌هاي صهيونيست‌ آمريكا را دچار مشكل كرده‌اند. من يك آمريكايي هستم و آمريكا را دوست دارم و از اين كه افراطي‌هاي صهيونيست‌ آمريكا را دچار مشكل كرده‌اند احساس نگراني مي‌كنم. بسياري از افرادي كه در اين همايش حضور دارند قبلاً به خاطر سؤال در مورد هولوكاست به زندان افتاده‌اند، يكي از حضار اين جلسه دكتر روبرت فوريسون كسي است كه به زندان افتاده، حتي روي وي اسيد ريخته‌اند و استخوان‌هاي دنده او را شكسته‌اند. وي در ادامه از حضار خواست براي روبرت فوريسون قيام كنند .
ورونيكا كلارك محقق آمريكايي تاريخ اروپا : بر خلاف تصور رايج هيتلر رابطه خوبي با يهوديان داشته است. امروز بيش از يك ميليون نفر يهودي باقيمانده از جنگ جهاني دوم بايد از خودشان متنفر باشند چرا كه به هموطنان آلماني خود كه جانشان را به خاطر آنها از دست داده‌اند تهمت ناروا زده‌اند .
نوشته شده توسط آیتی در 10:20 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1385/10/20

هولوکاست و رسوایی اسرایل

بنام خدا
در مورد افسانه هولوکاست جالب است بدانیم که صنعت فیلم سازی در دوران جنگ جهانی و تا مدتی بعد از آن تنها توسط انگلیسیها پابر جا ماند اما به سرپرستی چه کسی ؟ به سرپرستی یک یهودی که هر دروغ و جعل مورد دلخواه یهودیان را توسط فیلمهای مغرضانه ای که از اردوگاههای یهودیان به خصوص اردوگاه آشویتس تهیه کرد به خورد مردم بی خبر اروپا داد . جالب است که در این فیلمها تانکها و بلدوزر هایی که ادعا میشود متعلق به ارتش آلمان است و در حال جابجا کردن اجسادی است که بدلیل بیماری مسری تیفوس و قحطی حاصل از جنگ تارو مار شده اند نه کشتار حاصل از گاز های سمی , روی این بلدوزرها آرم کشور انگلستان دیده میشود .
حتی اتاقهایی که ادعا میشود اتاق گاز است و برای کشتار دسته جمعی یهودیان بکار میرفته از نظر محققین اتاقهای ساده ای هستند بدون هیچگونه امکاناتی که برای اتاقهای گاز لازم است . همچنین گازی که ادعا میشود با آن صدها هزار یهودی هلاک شده اند گازی است بسیار گران قیمت که استفاده از آن برای چونین کاری دیوانگی بیش نیست و عملا غیر ممکن است .
تاکید دکتر احمدی نزاد بر دروغین بودن این واقعه کار بسیار ارزشمندیست که به یاری خداوند زمینه ساز رسواییها و در انتها محو رزیم اشغالگر و همه رفقا و دلدادگانش از زمین خواهد شد .امید است که فعالتهای ارزشمندی که در جهت افشای این دروغ تاریخی در کشورمان ایران انجام گرفته چون برگزاری نمایشگاه کاریکاتور و پس از آن همایش هولو کاست به همین صورت تسلسل وار و بدون وقفه تا رسوایی کامل و تمام و کمال رزیم وحشی و جعلی همچنان ادامه داشته باشد .
اما هدف غایی همچنان نابودی کامل اسرائیل جعلی است
 
با تشکر از شیدا
نوشته شده توسط آیتی در 10:17 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1385/10/18

تقدیر صهیونیست ها از عیاس عبدی

 

تابان نیوز:روزنامه صهیونیستی « یودیعوت » طی یادداشتی از مقاله « عبدی » با عنوان « نتیجه سمینار هولوکاست » در روزنامه « اعتماد ملی » مورخه 23 آذر ماه 85 تقدیر کرد !

این روزنامه صهیونیستی مقاله عبدی را نشانه ای از وجود آرای مخالف در داخل ایران درباره نفی هولوکاست دانست و نوشت :

«... هیچ نیازی به انکار هولوکاست وجود ندارد ... پیش از روی کار آمدن احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هیچ مسئول ایرانی چنین اقدامی انجام نداده بود ... . »

نوشته شده توسط آیتی در 6:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •